نظر علي الطالقاني
36
كاشف الأسرار ( فارسى )
حاصل اين سخن اين است كه انسان وجود دارد و وجود خير محض است و اخلاق و افعال نيك نيز خير است ، پس بالفطره آنها مناسب و محبوب هم مىباشند و اخلاق و افعال بد هم لا بد مناقض و منافر است زيرا كه شرند ، مثل ظلم و قبح . پس خدا كه صرف وجود و محض خير و بحت اخلاق حسنه است محبوب همه موجودات است . اگر گوئى اگر چنين است پس چرا مردم دست از افعال نيكو بر مىدارند . جواب اين را در همين كتاب در نهايت وضوح گفتهايم . خلاصه سبب دوست داشتن تو غير خود را سه چيز است . يا احسان به تو مىكند و ممدّ و معين تو است يدا و لسانا به هر چه باشد . و ظاهر است كه ما سوا احسان خدا است . چه احسان به تو برتر از آفريدن تو است ؟ يا حسن و جمال و كمال دارد اگر چه به تو نرسد . چنانچه در مثال پادشاه گفتيم . و ظاهر است كه كامل و جميل مطلق خدا است . يا به جهت مناسبت ميان تو و او است . و ظاهر است كه انسان مثال و رو و آينه خدا است . نخواندهاى سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ . 64 و خلق اللّه آدم على صورته 65 و در حديث ديگر على صورة الرّحمن 66 و حديثى كه در ردّ اين حديث وارد شده به جهت قلّت فهم مردم است كه به تجسّم و تشبّه در ظاهر دلالت دارد و مضمون اين حديث با آيهء لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ 67 و آيهء عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها 68 يكى است . فافهم . و ايضا تو نيز مجردى و در تجرد مثال خدائى . رفته رفته سخن نازكتر مىشود ، سكوت بهتر است . خلاصه مثال خدا بسيار است و مثل اعلاى خدا حضرت خاتم ( ص ) و اهل بيت او است و المثل الاعلى و الاسماء الحسنى 69 تفسير به ايشان شده . قال الصادق ( ع ) فى تفسير قوله تعالى فى الاعراف وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها ، ( نحن و اللّه الاسماء الحسنى الّذى لا يقبل من احد الّا بمعرفتنا ) 70 : از براى خدا است نامهاى خوب پس بخوانيد خدا را به آن نامها . صادق ( ع ) فرمود و اللّه مائيم اسماء حسنى ، قبول نمىشود عمل از احدى مگر به معرفت ما . نخواندهاى در زيارت جامعه السّلام على أئمّة الهدى الى قوله و المثل الا على ؟ 71 الا لعنة اللّه على القوم الظّالمين و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون . مطلب پنجم در سرايت محبت است . قال اللّه تعالى فى سورة البقرة إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ 72 : به درستى